خدایا به امید تو

بودیم و کَسى پاس نمیداشت که هستیم
باشد که نباشیم و بدانند که بودیم .

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
  • ۱۶ آبان ۹۶ ، ۰۰:۴۶ عوض

۳۰ مطلب در مهر ۱۳۹۶ ثبت شده است


بک عدد سوال فنی تخصصی
آیا می توان فهمید چ کسی در نظرسنجی ک در کانال یا گروه ملگرام ایجاد شده شرکت کرده یا نه!؟
اگه بلی، چ جوری!؟

هاژ محمود
۳۰ مهر ۹۶ ، ۱۱:۳۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

با قایق رفتن
آمادگی جسمانی جهت دویدن و گشنگی و ...
سیم خاردار
و...
خدا بخیر کنه!
اگه دیدید خدا خواست و رفتنی شدیم و ازمون خبری نبود
بدانید ک بازگشت همه ب سوی اوست
و یا تو زندان ها دنبالم بگردین! 
-_____-

با تشکر


هاژ محمود
۲۹ مهر ۹۶ ، ۱۸:۰۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳ نظر

بعد مدت ها ی دوست قدیمی دیگه زنگ زده!
نمی دونم اینم خواب دیده بود یا نه! -____-
ولی انقدر پشت تلفن خندیدیم 
ک آخرش مام گرام گفت ایشالا همیشه همین جوری بخندی
خیلی وقت بود اینجوری نخندیده بودم


شکرت خدا
و دمش قیژ


هاژ محمود
۲۸ مهر ۹۶ ، ۱۹:۴۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۴ نظر

میگم حاجی 
ان شاالله رنجری میری یا مثل بچه آدم میری!؟
میگه
رنجری!


خو مثل بچه آدم برو تا منم بتونم باهات بیام دیگه! :((
اه!
مرسی!

هاژ محمود
۲۸ مهر ۹۶ ، ۱۲:۰۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۶ نظر


خدا شفا بده!


کیو!؟
اول منُ
بعد هم کسایی  ک تو نوبت هستن!
البت ما مخالف پارتی بازی در این زمینه نیستیم

هر چی می گم اشتب گرفتی قبول نمی کنه!
قشنگ رو مخم رژه رفت!

اصن ی وضی!
نزاشت بخوابیم ک!

اه! 
مرسی
-____-

هاژ محمود
۲۸ مهر ۹۶ ، ۰۹:۱۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر


فک کنم دارم ب درجات معنوی بالایی می رسم! -____-
یکی سعی کنه سقف نگه داره!


دوست 10 12 سالم بعد فک کنم حدود 2 ماه زنگ زده می گه خبری ازت نیس! دیشب پریشب خوابتو دیدم!


واقین عجیبه ها!
تو این چند وقته ایشون سومین نفرین ک منو در خوابشون می بینن!
ک دو نفر مجازین و ایشون واقعی!
واقین چرا؟!!؟


نکنه دارم ب دعوت حق لبیک می گم و خودم خبر ندارم؟!
هوم؟!؟!!؟


هاژ محمود
۲۷ مهر ۹۶ ، ۱۸:۵۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۸ نظر



و اما لحظه موعود فرارسید!


هاژ محمود
۲۶ مهر ۹۶ ، ۲۰:۴۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ نظر


چی میشه ک مهر ی نفر ب دل آدم میشینه؟!
چرا آبان نمیشینه!؟
با مثلا بهار!؟
یا تابستون!؟
هان!؟!؟
از شوخی گذشته
واقین چرا ی سریا اینجورین!
وقتی ب دل میشینن دیگه بلند نمیشن!
هر کاری هم بکنن
هر زحمی هم ک بزنن
باز در ته اعماقمون نشستن!
واقین چرا!؟


اگه الان ب ذهنتون رسیده ک
مبارکه و این حرفا
سخت در اشتباهین!
*_^

هاژ محمود
۲۵ مهر ۹۶ ، ۱۲:۲۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۸ نظر


عرضم ب حضورتون اینکه
برای اینکه این شکری ک می خورین قشنگ بهتون بچسبه و دیگه فراموش نکنین
ابتدا
چند روزی تصمیم می گیرید ک دکور اتاقتون عوض کنین!
بعد اینکه
چند روز دیگه تصمیمی می گیرید ک کلا اتاقتون عوض کنین!
سپس
استارت زده و مشغول می شوید
از اونجایی ک تعیین و تخمین اینکه این همه خرت و پرت از کجا اومده و چ جوری می خوام مرتبشون کنم سخته
ییهو یاد شکری ک خوردین میفتین! 
و سعی می کنین دیگه از این شکرا نخورین!
لابد می پرسین چ جوری!؟
جواب خیلی سادس!
من کمرم یا پام یا سرم یا دستم یا ... درد می کنه!
و اگه باور نکردن و بالاجبار مشغول شدین 
در هر حرکتی یک صدای آخی اوخی چیزی از خودتون در میارین تا باور کنن!
و الا مجبورین ی بند مثل این حقیر
از ساعت 10 تا قبل از اذان مغرب کار کنین!
البت زمان نهار و عصرونه فاکتور بگیرید!


اینجوریه ک سعی می کنیم دیگه از این شکرا نخوریم!


باشد ک رستگار شویم! 
-______-

هاژ محمود
۲۲ مهر ۹۶ ، ۱۹:۱۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۵ نظر

رفتن ی سری از آدما غیر قابل قبوله!
بالاخص ک اگه هر جایی ک می بینی و هر صدایی ک می شنوی
ب یادش بیفتی! و باهاش خاطره داشته باشی!
و اگه مخصوصا ی فسقلی داشته باشین 
ک هی ر ب ر بگه
دلم واسه دایی جون تنگ شده!
پس کی میاد؟!!؟
:'((


چهلم هم گذشت!
و این چنین عمر می گذرد


روحت شاد
یادت گرامی

هاژ محمود
۲۱ مهر ۹۶ ، ۲۲:۵۱ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۴ نظر