خدایا به امید تو

بودیم و کَسى پاس نمیداشت که هستیم
باشد که نباشیم و بدانند که بودیم .

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
  • ۱۶ آبان ۹۶ ، ۰۰:۴۶ عوض

۹ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است


بیا واژه ها را عوض کنیم
"شبت بخیر"
دیگر حلاوتِ قبل را ندارد
بیا آرزوى دیگرى کنیم براى هم
مثلاً بگوییم
"شبت بى فکر"...


علی قاضی نظام


هاژ محمود
۳۰ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۱۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۵ نظر


تا حالا شده کاموا با دندوناتون پاره کنین؟!
چن وقتیه ی همچین حسی دارم!
اصلا ی وضی!


دادن هیچ گونه فحشی جایز نیست! 


:/

هاژ محمود
۲۸ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۴۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۵ نظر

اصولا زیاد اهل کل کل نیستم!
اما ب نظرم اینا جالب بودن!


مهم قهرمانیه بابا دربی فقط یه مسابقه‌است
(هواداران پرسپولیس بعد از باخت امروز در دربی)


دربی خیلی سریع از حالت «استقلال واقعی رو از هفته بعد ببینید» به «این بازی هم سه امتیاز داشت و مهم اینه کی صدر جدوله» تبدیل شد! 


^_^


با آرزوی موفقیت همه تیم های ایرانی در آسیا



هاژ محمود
۲۴ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۰۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۵ نظر


ب نظر نوشتنم خشکیده!
.
.
.
واقین ما نسل سوخته ایم!
اصن ی وضی!
شانس نداریم که!

:|
هاژ محمود
۲۳ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۰۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر


عجب شکری خوردیما!!! :/

همچنان پوزش
:'-(


چطوری می تونم جبران کنم؟!

هاژ محمود
۲۱ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۳۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

دیگه بخاری جوابگو نیستش😐


 


باید ضدیخ بخوریم دوستان 😂 :|✋


هاژ محمود
۱۹ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۰۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر

شعر


هی می آیی ! 
هی می روی !
...
هی می آیی !
هی می روی !
...
این که نمی شود شعر !!
 آرش نژادی


هاژ محمود
۱۶ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۴۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر


در این شهر هنوز کسانی هستند که وقتی از روبرو می آیند چهره شان در هم نیست و چین بر پیشانی ندارند و چشمانشان را هم پشت سیاهی شیشه عینک مخفی نکرده اند ...
چشم در چشم که می شوند لبخندی تحویلت می دهند ... و چه خوب می شود وقتی آرامش را در صورتشان می بینی هرچند ممکن است در دلشان آشوبی باشد ولی شادی ظاهرشان را از دیگران دریغ نمی کنند ...
مصیبت بالا تا پائین این شهر را فرا گرفته و انگار ارواحی سرگردان صبح به صبح از خانه ها بیرون می آیند و شب نشده دوباره می خزند داخل لانه هایشان و چه خوش می شود وقتی بین این ارواح سرگردان کسی را ببینی که هنوز لبخند می زند ...
چه خوب می شد اگر همدیگر را می دیدیم و لبخندی می زدیم . چه انرژی سرشاری هست در این لبخند ... زنی را می دیدی و بدون هیچ نیتی به او می گفتی : شما امروز زیباتر شده اید و او هم لبخندی می زد و یا مردی را می دیدی و می گفتی : امروز از همیشه برازنده ترید و ... 
ایکاش در شهر من هیچکس گوشه خالی صندلی اتوبوس را انتخاب نمی کرد ، ایکاش در پیاده رو ها آدمها به همدیگر لبخند می زدند و ایکاش ... 
و ایکاش زندگی را همیشه در روی خوشش می دیدیم 


ایلیا


پ.ن: البت حواستون باشه ک فحش نخورین! یا ب تیمارستان هدایتتون نکنن! در حد معقول لبخند بزنید! :|

هاژ محمود
۱۲ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۴۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر


تهران
امروز ستون نیازمندی های تمام روزنامه هایش این بود :
نیازمندیم،
به خبرهایی خوب،
به مرهم، 
به دلهایی بدون داغ ....
نیازمندیم،
به اشک های از سر شوق،
به دلهره های اتفاقات خوب، 
به مهربانی بیشتر ......
نیازمندیم، 
به اخباری 
با دو خط لبخند ...


معصومه صابر


پ.ن: چقدر خوب میشه ک اگه بگن همه یا چند نفر از این آتشنشانا زنده و سالمن! یعنی میشه خدا!؟


هاژ محمود
۰۲ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۳۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳ نظر